تبليغاتX
فرهنگی . اجتماعی.اقتصادی. سیاسی
معلومات عمومی

فلسفه چيست؟

به نام آن كه جان را فكرت آموخت

چراغ دل به نور جان برافروخت

ز فضلش هر دو عالم گشت روشن

ز فيضش خاك آدم گشت گلشن

 

فلسفه حوزه‌اي از دانش بشري است كه به پرسش و پاسخ درباره مسائل بسيار كلي و جايگاه انسان در آن مي‌پردازد؛ مثلاً اين كه آيا جهان و تركيب و فرآيندهاي آن به طور كامل مادي است؟ آيا به وجود آمدن يا به وجود آوردن جهان داراي هدف است؟ آيا ما مي‌توانيم پاسخ قطعي بعضي چيزها را بيابيم؟ آيا ما آزاد هستيم؟ آيا ارزشهاي مطلقي وجود دارند؟ تفاوت اصلي فلسفه يا علم در اين است كه پاسخهاي فلسفي را نمي‌توان با تجربه يا آزمايش تاييد كرد.

از جهتي مي‌توان براي فلسفه دو معني در نظر گرفت، در معني نخست مراد از فلسفه عبارت است از تامل و تحقيق عقلاني و پيشين در باب موضوعات خاص مي‌باشد. موضوعاتي از قبيل خدا، شناخت، هستي، اخلاق، انسان، ذهن، جامعه و ... در اين معني از فلسفه، فلسفه به عنوان دانشي با موضوع خاص مي‌باشد كه فراتر از آن نمي‌رود. براي مثال فلسفه در نزد ابن سينا و يا ملاصدرا يعني علم به وجود و اوصاف آن، يا نزد كانت فلسفه يعني تامل عقلاني در باب شناخت و معرفت انسان و يا فلسفه نزد ويتگنشتاين يعني تحقيق و تامل در باب زبان و ... در چنين تلقي‌اي از فلسفه، فلسفه در معنايي محدود به كار مي‌رود و در محدوده خاصي محدود جهان، شناخت، زبان، انسان و در اين معنا، فلسفه معناي عامي ‌مي‌يابد و حوزه وسيعي را شامل مي‌گردد به گونه‌اي كه شامل تمام حوزه‌هاي محدودي كه هر فيلسوف براي خود در نظر گرفته است، مي‌گردد. حال آنچه از فلسفه در عنوان "تاريخ فلسفه" مراد است، همانا معني دوم از معاني سابق مي‌باشد چرا كه آنچه با عنوان تاريخ فلسفه مورد بررسي واقع شده و مي‌شود طيف گسترده‌اي از مباحث فلسفي اعم از هستي، خدا، جهان، انسان، اخلاق، معرفت و ... را شامل مي‌گردد.

تحقيق در معني فلسفه مستلزم تحقيق در معني تاريخ فلسفه است.

فلسفه، حيات انديشه است. فلسفه پرسش از وجود موجود و علم به اعيان موجودات است. فلسفه سير مدام و در راه بودن است.

افلاطون وجود موجود را ماهيات ثابته و ارسطو منشايت اثر و دكارت من متفكر دانسته و كانت مابعدالطبيعه را متعلق به ماهيت بشر خوانده و آن را منحصر در نقادي شناسايي انگاشته و هگل فلسفه را بكلي از معناي يونانيش كه حب دانايي است دوره كرده و آن را عين دانايي و دانندگي مطلق دانسته است. فهم اين معاني بدون انس با آنها ميسر نيست و اين انس هم به صرف خواندن و آموختن فلسفه، يعني با علم فلسفه، حاصل نمي‌شود. طي طريق در انديشه فلسفي ما را به انس با اين معني مي‌رساند. با اين همه رسوخ در تفكر گذشته و تذكر نسبت به آن، شرط هر تفكر تازه است. اما بايد آن زمان فرا رسد – و شايد بزودي فرا رسد – كه بشر بتواند نه با راي فضولي بلكه با خروج از آن، يعني خروج از اداره خود و خودرائي، ندايي را بشنود كه او را به تفكر مي‌خواند؛ آن وقت بشر از مفهوم به معني مي‌رود و پرسش قلبي از وجود مي‌كند. وقتي پرسش قلبي مطرح باشد، ديگر حتي تفكيك پرسش و پاسخ هم مورد ندارد بلكه پرسش عين پاسخ است. فلاسفه تصديق دارند كه از طريق علم حصولي نمي‌توان به اعيان و ماهيت موجودات و اشياء رفت بلكه اين فقط با انس و در اصول حضور ميسر است. تفكر اصيل همزبان شدن با وجود و با متفكران است. در سير تفكر، پرسش و پاسخ يكباره با هم مي‌آيد.

ويليام جيمز مي‌گويد: فلسفه چيزي جز وصول به كنه حقايق اشياء و غور در معاني عميق آنها نيست و در سلسله واقعيات، پيدا كردن جوهر ذاتي يا به قول اسپينوزا ذات جوهري آنهاست؛ بدين طريق تمام حقايق با هم متحد مي‌گردند و به "كلي مافوق كليات" مي‌رسند.

در فلسفه لذتي وجود دارد؛ حتي در سراب بيابانهاي علم بعدالطبيعه جذب و كششي هست. هر طالب علمي ‌اين معني را تا هنگامي‌كه ضروريات قاطع حيات مادي او را از مقام بلند انديشه به سرزمين پست مبارزه اقتصادي فرود نياورده است، درك مي‌كند. اغلب ما در بهار عمر خويش روزهاي طلايي را گذرانده‌ايم كه در آن معني قول افلاطون را كه "فلسفه لذتي گرامي ‌است" درك كرده‌ايم، در آن روزها عشق به حقيقتي ساده آميخته با اشتباه براي ما خيلي برتر از لذايذ جسماني و آلودگيهاي مادي بود. ما همواره در خود نداي مبهمي ‌مي‌شنويم كه ما را به سوي اين نخستين عشق به حكمت مي‌خواند. ما مثل براونينگ چنين مي‌انديشيم كه: "طعام و شراب من براي تحصيل معني زندگي است". قسمت اعظم زندگي ما بي‌معني است و در ترديد و بيهودگي هدر مي‌رود؛ ما با بي‌نظمي‌هايي كه در درون و بيرون ماست مي‌جنگيم و مع ذلك حس مي‌كنيم كه اگر بتوانيم روح خود را بشكافيم يك امر مهم و پرمعني در آن پيدا مي‌كنيم. ما در جستجوي فهم اشياء هستيم: "معني زندگي براي ما اين است كه خود و آنچه را كه به آن برمي‌خوريم به روشني و شعله آتش مبدل سازيم." مانند ميتيا در "برادران كارامازوف" از "كساني هستيم كه احتياجي به آلاف الوف ندارند، فقط پاسخي به سوالات خود مي‌خواهند." ما مي‌خواهيم ارزش و دورنماي اشيايي را كه از نظر ما مي‌گذرند دريابيم، و بدين وسيله خود را از طوفان حوادث روزانه بركنار داريم. ما مي‌خواهيم پيش از آنكه دير شود اشياي كوچك را از بزرگ تشخيص دهيم و آنها را چنانكه در واقع و نفس الامر هستند ببينيم. ما مي‌خواهيم در برابر حوادث و ناملايمات خندان باشيم و هنگام مرگ هم تبسمي‌ بر لب داشته باشيم. ما مي‌خواهيم كامل باشيم و نيروها و قواي خود را بررسي كنيم و آنها را نظم و ترتيب دهيم و اميال خويش را هماهنگ سازيم، زيرا نيروي منظم و مرتب آخرين سخن اخلاق و فن سياست و شايد آخرين كلمه منطق و مابعدالطبيعه نيز هست. ثورو مي‌گويد: "براي فيلسوف شدن داشتن افكار باريك و حتي تاسيس مكتب خاص كافي نيست، تنها كافي است كه حكمت را دوست بداريم و بر طبق احكام آن زندگي ساده و مستقل و شرافتمندانه و اطمينان بخش داشته باشيم."

            اگر ما فقط حكمت را پيدا كنيم مي‌توانيم مطمئن باشيم كه بقيه به دنبال آن خواهند آمد. ليكن چنين اندرز مي‌دهد: "نخست اموري را كه براي روح خوب و صالح است جستجو كن تا چيزهاي ديگر بر آن بيفزايد و يا لااقل فقدان آن حس نشود." حقيقت ما را توانگر نمي‌سازد ولي آزاد بار مي‌آورد.

كلامي ‌از ويتگنشتاين وجود داشت كه اشليك هم نقل مي‌كرد داير به اينكه فلسفه نظريه و آموزه نيست، فعاليت و عمل است. حاصل و نتيجه فلسفه مجموعه‌اي از گزاره‌هاي صادق يا كاذب نيست، زيرا علوم بايد به اينگونه گزاره‌ها رسيدگي كنند؛ بلكه صرفاً عمل روشن كردن و تحليل و در بعضي موارد، برملا كردن مهملات است.

جمله‌اي كه بعضاً بكار مي‌رود اينكه مساله "حل نمي‌شود، منحل مي‌شود" كه از جمله كارهاي فلسفه است.

فلاسفه بزرگ هميشه به زباني حرف زده‌اند كه افراد عادي از آن سر در آورده‌اند و بنابراين، جوهر و چكيده آن را دست كم بصورت ساده فهميده‌اند. ديد و بينش محوري و اساسي فلاسفه بزرگ ساده است.(راسل)

هدف فيلسوف بيان حقيقت است و بنابراين او از نظر حرفه‌اي در اين كار نيست كه به اظهارات ارزشي مبادرت كند، كار او اين نيست كه به مردم بگويد چه بايد بكنيد، چون اينگونه گفته‌ها ارزشي است و بنابراين به معناي دقيق كلمه، نه به هيچ وجه صادق است و نه كاذب. از طرف ديگر، چون هدف او كشف حقايق امكاني (contingent) و تجربي هم نيست از جهت حرفه‌اي احكام تركيبي و تجربي هم صادر نمي‌كند. كار فيلسوف از اساس با كار معلم اخلاق و دانشمند تفاوت دارد. كار حرفه‌اي او، بر پايه آن دو فرقي كه گفتيم، كشف آنگونه حقايق تحليلي است كه نسبتهاي منطقي بين مفاهيم را آشكار مي‌كنند. فلسفه ذاتاً و عمدتاً عبارت از تحليل مفاهيم است

بعد از اينكه در جهان قرار گرفتيد، اولين وظيفه‌اي كه فلسفه پيدا مي‌كند توصيف است. فيلسوف مي‌خواهد شيوه‌ها و وجوه مختلف بودن ما را در دنيا بررسي و توصيف كند.

حقيقت فلسفه انكشاف چيستي موجود و نحوه وجود آن است و اين حقيقت از آن جهت كه تاريخي است در هر دوره‌اي به نحوي و با نامي ‌ظاهر مي‌شود.

تاريخ ترقي انسانيت در طول فرهنگ سازي و مدنيت، همه از بركت تفكر فلسفي بوده است. زيرا راه گوش و چشم و بيني را مي‌توان بست و نشنيد و نديد و نبوييد اما راه تفكر و فهم را نمي‌توان بست، زيرا در دست بشر نيست و جرياني دروني و باطني است.

بنابر عقيده افلاطون، وظيفه فلسفه چيزي جز اين نيست كه معرفت و دانش معقول را جانشين ايمان سازد و براي اثبات درست بودن قوانين و سرمشقهايي كه مورد اطاعت كوركورانه جامعه است براهين و دلايل معقول پيدا كند. به عبارت ديگر تمام آن قوانين و سرمشقها را به محك استدلال بزند و از صحتشان در پرتو برهان (و نه در پرتو ايمان) اطمينان حاصل نمايد.

افلاطون و ارسطو حيرت را آغاز فلسفه دانسته‌اند.

 

آيا در حقيقت فلسفه بي‌حاصل است؟ چرا بايد به فلسفه رسيد؟

به نظر مي‌رسد كه علم دائماً در پيشرفت است و حال آنكه فلسفه قلمرو خود را از دست مي‌دهد ولي اين امر فقط بدان جهت است كه فلسفه وظيفه‌اي سنگين و پرحادثه دارد و آن عبارت است از حل مسائلي كه هنوز ابواب آن بر روي روشهاي علوم باز نشده است: مانند مسائل خير و شر، زيبائي و زشتي، جبر و اختيار، و حيات و موت؛ به محض اينكه ميداني از بحث و بررسي معلوماتي دقيق با قواعد صحيح در دسترس مي‌گذارد علم به وجود مي‌آيد. هر علمي ‌مانند فلسفه آغاز مي‌شود و مانند فن پايان مي‌پذيرد؛ با فرضيه‌ها بيرون مي‌آيد و با عمل جريان پيدا مي‌كند. فلسفه تعبير فرضي مجهول است و يا تعبير فرضي اموري است كه به درستي و چنانكه بايد هنوز معلوم نشده است؛ فلسفه نخستين شكافي است كه در حصار حقيقت رخ مي‌دهد. علم سرزمين تسخير شده‌اي است كه در ماوراي آن مناطق آرامي ‌وجود دارد و در آن معرفت و هنر جهان ناقص و شگفت انگيز ما را مي‌سازند. فلسفه ساكن و متحير به نظر مي‌رسد، ولي اين امر از آن جهت است كه وي ثمرات پيروزي خود را به دختران خود، يعني علوم، واگذار كرده است، وي راه خود را به سوي مجهولات و سرزمينهاي كشف نشده ادامه مي‌دهد و در اين كار اشتهاي ملكوتي سيري ناپذيري دارد .حتي در اين راه مخالفت با فلسفه، خود نوعي فلسفه است.

علم عبارت است از مشاهده نتايج و تحصيل وسايل؛ فلسفه عبارت است از انتقاد و تنظيم غايات، و چون امروز كثرت وسايل و اسباب و آلات با تعبير و تركيب ايدئالها و غايات متناسب نيست، زندگي ما به فعاليت پر سر و صدا و جنون آميز تبديل شده است و هيچ معني ندارد. ارزش يك امر بسته به ميل ماست، و كمال آن در ربط آن به يك نقشه يا يك كل است. علم بدون فلسفه مجموعه اموري است كه دورنما و ارزش ندارد و نمي‌تواند ما را از قتل و كشتار حفظ كند و از نوميدي نجات بخشد. علم، دانستن است و فلسفه حكمت و خردمندي است.

فلسفه هم بطوري كه مي‌دانيم ميداني وسيع دارد و هر كس قوه تفكر و نيروي استنباط داشته باشد مي‌تواند در مسائل فلسفي چيزهايي بگويد كه قبل از او بفكر ديگران نرسيده است، لذا خواندن حاشيه‌هائي كه دانشمندان بر كتب فيلسوفان نوشته‌اند مي‌تواند براي كساني كه بخواهند از نظريه فيلسوفان مطلع گردند سودمند باشد.

كسي نمي‌تواند فلسفه را از ديگري بياموزد. فيلسوف شدن راه و رسم معيني ندارد كه بشود في المثل با برنامه‌ريزي فيلسوف تربيت كرد.

اگر كسي تاكنون يا به ميل و اراده خويش و يا به علت اينكه نظام آموزش و پرورش او را به اين راه هدايت نكرده، به فلسفه علاقمند نشده باشد، چه دلايلي مي‌توان براي او آورد كه چنين علاقه‌اي پيدا كند؟

به طور صريح، فلسفه پنج قسم بحث را دربر مي‌گيرد:

-          منطق: مشاهده و درون‌بيني، قياس و استقراء، فرض و تجربه، تحليل و تركيب، صور فعاليت انساني است كه منطق مي‌خواهد آن را تهيه و تنظيم كند، اين امر براي اغلب ما خشك و بي‌حاصل است، ولي با اينهمه، اصلاحاتي كه در روش تفكر و تحقيق نصيب مردم شده است از حوادث مهم تاريخ فلسفه محسوب مي‌شود.

-          علم الاجمال: مطالعه شكل مطلوب، يا همان زيبايي، و نيز فلسفه هنر است.

-          اخلاق: مطالعه در رفتار كمال مطلوب است و علم خير و شر و علم حكمت عملي و به قول سقراط، علم اعلي است.

-          سياست: بحث در تشكيلات ايدئال اجتماع است (و چنانچه مي‌گويند فن به دست آوردن قدرت و حكومت و نگاه‌داري آن نيست) و بازيگران فلسفه سياسي عبارتند از: حكومت مطلقه، حكومت اشراف، حكومت عامه، سوسياليسم، آنارشيسم، و طرفداري از حقوق زنان.

علم مابعدالطبيعه: بحث در حقيقت بازپسين كليه اشياء است، يعني طبيعت واقعي ماده (علم الوجود) و روان (روانشناسي متافيزيك) و نسبت "روح" و "ماده" در ادراك و معرفت (بحث درباره معرفت انساني يا "شناسايي نگري

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم آبان 1388ساعت 8:52 PM  توسط وحید ویرا | 
w
+ نوشته شده در  جمعه بیستم شهریور 1388ساعت 9:30 PM  توسط وحید ویرا | 
 

باید بگویم آنقدرها هم که فکـر مـی کنـیـد سخت نیسـت. افـراد زیادی مثل رهبران یا فروشندگان با همین نیرو امـوراتـشان را مــی گذرانند. مـتـدهـایـشـان بــسیــار سرراست است.

وقتی قدرت این را ندارید که به دیگران حکم کنید و دستور بدهید، می توانید برای انجام این کار از راه های روانشناختی زیرکانه ای استفاده کنید. البته نیاز به یک برنامه ریزی دقیق و کمی سیاست دارید. در این مقاله می خواهیم راه هایی را به شما معرفی کنیم که با استفاده از آنها می توانید نظر دیگران را تغییر دهید.


زمینه سازی کنید و برنامه بچینید:
قبل از تعیین مورد، خیلی مهم است که طبیعت و ذات فرد مقابلتان را بفهمید. این کار دو مزیت دارد:
1- می توانید با آنها همدلی کرده و یک رابطه ی احساسی برقرار کنید.

2- بهتر می توانید استدلالات خود را بیان کنید و به آنها ثابت کنید که نظرات شما درست تر از مالِ آنهاست.


بعد از آن از راه های زیر استفاده کنید.

راه های متقاعد کردن دیگران

1- اعتماد آنها را جلب کنید
مردم خود به خود در مقابل افرادی که می خواهند نظراتشان را تغییر دهند هشیارانه رفتار می کنند. به همین دلیل است که جلب اعتماد آنها یکی از مهمترین قدم ها میشود. باید به آنها ثابت کنید که فردی بی ریا و صادق هستید و نظرات مفیدی دارید. باید تسلط کامل روی صحبت های خود داشته باشید.


2- نقطه ی مشترک پیدا کنید
افراد زیادی در مورد مسائل و موضوعات مختلف نقطه نظرات مشابهی دارند. به مخاطبین خود نشان دهید که افکار و ایده های شما با مال آنها سازگار است. باید خودتان را جای آنها بگذارید، نگرانی های آنها را بفهمید و نسبت به احساساتشان همدردی نشان دهید.


3- خوب ساختار بندی کنید
هر بحث متقاعد کننده ای، چه یک سخنرانی باشد، چه یک مقاله باید ساختاری روشن داشته باشد. منظور از ساختار مناسب، تکرارها و جا گذاری ها است. وقتی دلایل اینکه چرا مردم باید به شما گوش بدهند را لیست کنید، مهمترین دلایل را برای آخر لیست بگذارید تا در مغز شنوندگانتان باقی بماند. مطالب مهم را چند بار تکرار کنید.


4- هر دو جنبه را به آنها نشان دهید
هر دو جنبه ی مثبت و منفی نظراتتان معرفی کنید. این کاری بسیار معقول است. حقه ای که اینجا باید بزنید این است که روی جنبه های مثبت را بیشتر تاکید کنید. توضیح دهید که چطور جنبه های بد نظراتتان آنقدرها هم بد نیستند و مزیت ها و فواید آنها بر جوانب منفی اش غلبه دارد. هیچوقت در مورد نقاط منفی آن دروغ نگویید چون اگر مخاطبین این مسئله را متوجه شوند که آنها را فریب داده اید از شما خشمگین خواهند شد. و هیچوقت دوباره به شما اعتماد نمی کنند.


5- منافع شخصیشان را به آنها یادآور شوید
وقتی منافع شخصی افراد را از یک ایده به آنها توضیح دهید، شانس بیشتری برای متقاعد کردن آنها دارید. چون آنچه از این نظر گیرِ آنها می آید آن چیزی است که همه به آن فکر می کنند. برای انجام این مسئله ابتدا باید نیازهای مخاطبینتان را دریابید. توجه آنها را با گفتن نیازهایشان جلب کرده و به آنها بگویید که چور می توانید آنها را راضی کنید.


6- به نفس آنها بپردازید
به این کار چاپلوسی و تملق استراتژیک هم می گویند. تحسین کردن کار دیگران--اگر درست انجام شده باشد. چیزهایی را پیدا کنید که مخاطبینتان به آن افتخار می کنند، چه مربوط به استعدادهایشان باشد و چه مشغولیاتشان. وقتی شما افراد را تحسین می کنید، نشان می دهید که توانایی های آنها را شناخته اید. با این کار آنها میل بیشتری به شنیدن حرفهایتان خواهند داشت.


7- از مراجع استفاده کنید
همه افراد متخصص را دوست دارند. اگر کارشناسی چیزی در مورد موضوعی بگوید، حتماً حرف درستی زده است. حرف های خود را با حرف های متخصصین و کارشناسان مربوطه تطبیق دهید.


8- رضایت و موافقت عمومی را کسب کنید
اکثر افراد تحت تاثیر کارهای دیگران هستند. کاری که باید بکنید این است که نشان دهید افراد بسیاری حرفتان را قبول دارند. مثال هایی بزنید که چطور ایده ها و نظراتتان جاهای دیگر کاربرد خوبی داشته است.


9- زمانبندی خوبی داشته باشید
برای خوب زمانبندی کردن نیاز به حس ششم دارید. هیچوقت موقعی که افراد زیر استرس و فشارهای روحی هستند سراغشان نروید. وقتی سراغ آنها بروید که راحت بتوانند به حرفهایتان گوش دهند.


10- منحصر به فرد باشید
این یک قانون است، هر چیزی که تک تر و منحصر به فرد تر است، قیمت بالاتری هم دارد. خودتان و ایده ها و نظراتتان را منحصر به فرد و تک نشان دهید. با این کار شنونده هایتان بیشتر خواهند شد. این کار را می توانید با نشان دادن اینکه اطلاعات و معلومات زیادی در مورد مسئله دارید انجام دهید.


11- بی پروا باشید و اعتماد به نفس داشته باشید
ممکن است همه جا برای انجام هر کاری این توصیه را شنیده باشید. بله، چون واقعاً مسئله ی مهمی است. شما خود باید به عقاید و نظراتتان ایمان داشته باشید تا بتوانید دیگران را هم متقاعد به قبول آنها کنید.


12- جالب و دلچسب باشید

وقتی با یکنواختی صحبت کنید، کم کم شنونده هایتان را از دست خواهید داد. باید با انرژی و جالب صحبت کنید، نشان دهید که خودتان هم از نظراتتان به هیجان آمده اید.


13- معقول باشید

مردم دوست دارند معقول جلوه کنند، پس روی منطقشان کار کنید. منطق در کار بسیار مهم است. سخنرانیتان باید قالبی معقول داشته باشد.


14- سیاست به خرج دهید
با شنوندگانتان همان طوری باید رفتار کنید که دوست دارید با شما رفتار شود. با تُن مناسب صحبت کنید و سر آنها داد نکشید و صدایتان را هرگز بالا نبرید. مهمتر اینکه، کاری نکنید که احساس نادان بودن به آنها دست دهد. به یاد داشته باشید که شما می خواهید با آنها گفتگو کنید نه مشاجره. احترام گذاشتن به مخاطبینتان نباید فراموش شود.


15- فروتن باشید
کسی افراد خودخواه و مغرور را دوست ندارد. حتی اگر بدانید و مطمئن باشید که نظر شما بهترین است، اگر خودبین و خودخواه باشید دیگر کسی به حرفهایتان گوش نخواهد داد. هیچ وقت هم فکر نکنید که خیلی زود موفق به متقاعد کردن آنها خواهید شد، واقع بین باشید و همیشه این احتمال را بدهید که شکست بخورید.


پس انداز کنید...
یکی از موفق ترین سیاست مداران، اندرو یانگ، می گوید: "تاثیر گذاری مثل یک حساب پس انداز است. هرچه کمتر از آن بردارید، سود بیشتری رویش می آید." بدانید که قدرت خود را کجا و چطور استفاده کنید. با کمی تمرین خواهید توانست که خیلی خوب تصمیم گیریهای افراد تاثیر گذاشته و آنها را متقاعد کنید

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم تیر 1388ساعت 11:11 PM  توسط وحید ویرا | 
 امید، درمانی است كه شفا نمی دهد، ولی كمك می كند تا درد را تحمل كنیم.

• بجای آنكه به تاریكی لعنت فرستید، یك شمع روشن كنید.

• آنچه شما درباره خود فكرمی كنید، بسیار مهمتر از اندیشه هایی است كه دیگران درباره شما دارند.

• هركس، آنچه را كه دلش خواست بگوید، آنچه را كه دلش نمی خواهد می شنود.

• اگر هرروز راهت را عوض كنی، هرگز به مقصد نخواهی رسید.

• صاحب اراده، فقط پیش مرگ زانو می زند، و آن هم در تمام عمر، بیش از یك مرتبه نیست.

• وقتی شخصی گمان كرد كه دیگر احتیاجی به پیشرفت ندارد، باید تابوت خود را آماده كند.

• كسانی كه در انتظار زمان نشسته اند، آنرا از دست خواهند داد.

• كسی كه در آفتاب زحمت كشیده، حق دارد در سایه استراحت كند.

• بهتر است دوباره سئوال كنی، تا اینكه یكبار راه را اشتباه بروی.

• آنقدر شكست خوردن را تجربه كنید تا راه شكست دادن را بیاموزید.

• اگر خود را برای آینده آماده نسازید، بزودی متوجه خواهید شد كه متعلق به گذشته هستید.

• خودتان را به زحمت نیندازید كه از معاصران یا پیشینیان بهتر گردید، سعی كنید از خودتان بهتر شوید.

• خداوند به هر پرنده‌ای دانه‌ای می‌دهد، ولی آن را داخل لانه‌اش نمی‌اندازد.

• درباره درخت، بر اساس میوه‌اش قضاوت كنید، نه بر اساس برگهایش.

• انسان هیچ وقت بیشتر از آن موقع خود را گول نمی‌زند كه خیال می‌كند دیگران را فریب داده است.

• كسی كه دوبار از روی یك سنگ بلغزد، شایسته است كه هر دو پایش بشكند.

• كسی كه به امید شانس نشسته باشد، سالها قبل مرده است.

• اگر جلوی اشتباهات خود را نگیرید، آنها جلوی شما را خواهند گرفت.

• اینكه ما گمان می‌كنیم بعضی چیزها محال است، بیشتر برای آن است كه برای خود عذری آورده باشیم.

.• آنچه جذاب است سهولت نیست، دشواری هم نیست، بلكه دشواری رسیدن به سهولت است.

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم تیر 1388ساعت 11:6 PM  توسط وحید ویرا | 
 

امروزه بیشتر مردم از اختلالات تغذیه ای و گوارشی رنج می برند. یکی از مشغله های ذهنی اغلب افراد انتخاب غذای سالم و مغذی می باشد. شیوع عادت های غذایی ناسالم و گرایش به خوراک های نه چندان مغذی اما پر کالری باعث افزایش تعداد مبتلایان به انواع بیماری های مزمن و خطرناک مثل چاقی، دیابت و بیماری های قلبی شده است. در حالیکه در بین متخصصان تغذیه این عبارات بسیار محبوب و مورد تاکید می باشد.

"غذا بخورید اما پرخوری ممنوع، با میوه ها و سبزیجات دوست باشید" جمله اول "غذا بخورید" ساده اما بسیار مهم است. منظور از غذا، غذاهای واقعی مثل میوه جات و سبزیجات، غلات و حبوبات، ماهی و گوشت می باشد نه شبه غذاهایی که امروزه بسیار رایج شده و خالی از مواد مغذی اما پر ضرر است.


اما هفت قانون خوردن
1- از خوردن غذاهایی که مادر بزرگتان به عنوان غذا نمی شناسد اجتناب کنید!
حتما تعجب می کنید که این چنین قانونی وجود دارد. اما باید بپذیرید که عادت های غذایی مادر بزرگ شما و تشخیص وی در مورد کیفیت غذا بهتر از شما است. شاید توجه کرده اید که اغلب غذاهاو خوراک هایی را می خورید که حتی قادر به تلفظ ترکیبات موجود در آن نیستید و این به راستی ضرر بزرگی است.
2- از خوردن غذاهایی که از بیش از 5 ترکیب تشکیل شده و یا ترکیبات آن را نمی شناسید اجتناب کنید.

3- خرید غذا از سوپر مارکت و سایر مراکز فروش فست فود ممنوع! مسلما این نوع غذاهای آماده ، تازه نیستند و بعلاوه ترکیبات آن نیز مشخص نمی باشد. بهتر است برای تهیه غذا از مواد تازه و سالم و با صرف وقت مناسب استفاده کنید.

4- از خوردن غذاهایی که سرانجام فاسد و خراب نمی شوند اجتناب کنید. البته در این زمینه استثنایی وجود دارد و آن عسل است. اما به عنوان یک قانون ، غذاهایی که هرگز فاسد نمی شوند فاسد نیستند.

5- فقط آنچه می خورید مهم نیست بلکه چگونگی صرف غذ ا نیز مهم است. همیشه سعی کنید سفره غذا را در حالی که هنوز کمی گرسنه هستید ترک کنید. بسیاری از فرهنگ ها و مذاهب از جمله دین مبین اسلام تاکید دارد که خوردن غذا قبل از سیری کامل دست بکشید.

6- خانواده های سنتی عادت به خوردن غذا سرسفره و دور هم داشتند واین براستی عادت زیبا و سالمی بود. در حالیکه امروزه اغلب در حین تماشای تلویزیون غذا صرف می شود.

7- از خوردن غذا داخل ماشین اجتناب کنید.
نظر شما راجع به این قوانین چیست؟ در واقع آنچه در قالب این هفت قانون به آن اشاره شد چیزی است که اغلب متخصصان تغذیه و سلامت در تجویزهای مختلف به آن اشاره می کنند. باید بدانیم که بعضی از تغییرات رایج در سبک زندگی امروزی دلیل اصلی و مخفی چاقی و اضافه وزن اپیدمیک و بسیاری از ناراحتی های دیگر است. توصیه به صرف غذا در کنار یکدیگر و سر سفره و نه در حین تماشای تلویزیون سنتی بود که امروزه دچار تغییر ناخودآگاه شده است. در روزگار مادر بزرگ بشقاب های غذا بزرگ و لبزیر نبود.


سایر نکاتی که در مورد غذا متداول است عبارتنداز:
- غذا وسیله ای برای تحویل مواد مغذی به بدن می باشد. آنچه در مورد یک غذای خاص مثلا بروکلی حائز اهمیت است فیبر و مواد آنتی اکسیدانی می باشد که در آن جای دارد. بنابر این به نوع ترکیبات و مواد مغذی موجود در غذا توجه کنید و نه به ظاهر آن.

- نیاز به متخصص برای گرفتن دستور غذا می باشد. مواد مغذی نامرئی و مبهم است. بنابر این شما نیاز به متخصصی برای تشخیص بهترین نوع غذا و متناسب با نیاز بدن هستید.

- مهم ترین هدف از خوردن حفظ سلامت جسم و روح است. البته باید گفت که تمام دلیل خوردن این نیست. لذت، ارتباط اجتماعی، همسانی و یا آیین و تشریفات نیز از دیگر دلایل خوردن می باشد.

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم تیر 1388ساعت 11:2 PM  توسط وحید ویرا | 
دانلود آهنگ مگه فرشته ام از ایبی

دانلود

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم خرداد 1388ساعت 10:35 AM  توسط وحید ویرا | 
بوي بد دهان
بوي بد دهان يك علامت شناخته شده با سابقه تاريخي قديمي است. بوي بد دهان مي‌تواند دليل عمومي يا موضعي داشته باشد. مشخص شده كه تقريبا 85 درصد بوي دهان ناشي از عوامل موضعي است، از اين جهت اهميت روشهاي بهداشتي مثل مسواك زدن دندانها و زبان محرز شده است. بايد يادآوري كرد كه بوي بد دهان به تنهايي يك بيماري نيست بلكه علامت بيماريهاي مختلف است. وجود بوي بد دهان معمولا در اكثر مواقع ناشي از عوامل بيماريزاست و نشان دهنده وجود يك بيماري است كه بايد شناسايي و تصحيح شود همينطور اكثر افراد احساس نگراني درباره بوي بد دهان خود دارند. اين نگراني گاهي به آنجا ميرسد كه فرد از تماس با ديگران پرهيز مي‌كند و هنگام صحبت كردن دست خود را جلوي دهان مي‌گيرد و يا بطور مرتب از آدامس يا از انواع دهان شويه‌ها استفاده مي‌كند. بايد گفت چون گيرنده‌هاي بويايي خيلي سريع خسته مي‌شوند و اين گيرنده‌ها حدود يك ثانيه پس از تحريك به ميزان 50 درصد با محيط سازگاري مي‌يابند و سپس با سرعت كمتري به سازگاري خود ادامه مي‌دهند، از دريافت بوها عاجز مي‌شوند. به همين دليل فرد مبتلا به بوي بد دهان خيلي سريع به آن عادت خواهد كرد، بنابراين شخص نمي‌تواند بوي بد دهان خويش را تشخيص دهد. مطالعات بر روي بزاق انكوبات شده و هواي تنفسي گرفته شده از دهان افراد مورد مطالعه وجود سه تركيب گوگرددار متيل مركاپتان، سولفيد هيدروژن و دي متيل سولفيد را مسئول بيش از 90 درصد بوي بد دهان مي‌داند كه در اين بين نقش دو تركيب اول بيشتر است
بوي بد دهان ناشي از عوامل بيماريزا
در اين حالت بوي بد دهان به وسيله وضعيت‌هاي موضعي مثل بهداشت ضعيف دهان و عفونت لثه (ژنژيويت) مزمن بوجود مي‌آيد. مخصوصا در ژنژيويت مزمن اگر همراه با خونريزي از لثه‌ها باشد موجب بوي زننده و تنفرآور بخصوص هنگام صبح مي‌شود
در تنفس دهاني (مثلا در وجود لوزه‌هاي بزرگ) بدبويي دهان در نتيجه ممانعت از شسته شدن طبيعي مخاط و دندان‌ها توسط بزاق است. زبان شياردار، زبان مودار و زبان باردار چون به تجمع و نگهداري مواد غذايي كمك مي‌كنند در ايجاد بوي بد دهان دخالت دارند. بيماريهاي سينوس نظير سينوزيت مزمن و فيستول سينوس دهاني و بيماريهاي بيني ازجمله رينيت آتروفيك سل و سيفيليس و رينيت چركي همراه با ترشح و بيماريهاي حلق نيز از علل بوي بد دهان هستند
بوي بد دهان ناشي از بيماريهاي عمومي بدن
در اين نوع بيماريها، بيماريهاي دستگاه تنفس تحتاني از درجه اول اهميت برخوردارند.آبسه ريه بوي گنديده شبيه به بوي گوشت فاسد دارد كه حتي گاهي اولين علامت بيماري است. علت اين بوي بد بيشتر باكتريهاي بي‌هوازي هستند. سل ريوي در حالت پيشرفته به سبب نكروز كازئوز و زخمي شدن ضايعات سلي باعث بدبويي دهان و بازدم ناشي از تنفس مي‌شود. ساير بيماريهاي ريوي نظير برونشيت مزمن، پنوموني نكروزه و كلا هر حالت بيماري‌زا كه بر روي درخت تنفسي و ناي اثر بگذارد، ممكن است بوهاي قابل اعتراض توليد كند. در اختلالات گوارشي و سوهضم، زخم‌هاي معده‌، سرطان مري و معده‌، يبوست و عفونت‌هاي روده‌اي نيز بوي بد دهان مشاهده مي‌شود. در ديابت بوي استون در هواي بازدم به مشام مي‌رسد. در نارسايي كليه بوي شبيه آمونياك و در سيروز كبدي بوي كيك گنديده به مشام مي‌رسد. كمبود ويتامين و هر بيماري كه سبب تب شود از علل بوي بد دهان مي‌باشند
بوي بد دهان ناشي از عوامل غيربيماريزا
از اين عوامل سيگار كشيدن را بايد نام برد كه نه تنها به خاطر بوي خود سيگار و توتون، بلكه به سبب ايجاد زبان مودار و كاهش جريان بزاق به بدبويي دهان كمك مي‌كند. همچنين مي‌توان بوي دهان صبحگاهي ناشي از توقف حركت گونه، زبان و لب‌ها و نيز بر اثر كاهش جريان بزاق در طي شب اشاره كرد. به همين دليل مسواك زدن قبل از خواب در كاهش بوي دهان صبحگاهي تاثير زيادي دارد. پروتزهاي ثابت و متحرك دندانپزشكي نيز درصورتيكه بهداشت دهان رعايت نشود سبب بدبويي دهان مي‌شوند
بوي بد دهان ناشي از عوامل عمومي غيربيماري‌زا
دوران قاعدگي چون با افزايش ميكروب‌هاي بزاق و همچنين افزايش 300 درصدي تركيبات سولفوردار همراه است، بوي بد دهان را به دنبال دارد.
در حاملگي، در يائسگي و بلوغ نيز به دليل تغييرات هورموني بوي بد دهان
وجود دارد. در گرسنگي به علت فساد شيره پانكرآس بوي بد دهان وجود دارد كه حتي با مسواك زدن ازبين نمي‌رود. در افراد مسن بوي بد دهان به سبب تغييرات متابوليك و ساير علل نظير كم‌آبي بدن‌، كاهش مقاومت به عفونت، كاهش اشتها و غيره است. در خستگي و ضعف كه بدن نمي‌تواند محصولات فرعي زائد را با سرعتي بيش از سرعت توليد آنها دفع كند، امكان بوي بد دهان است. بوي بد دهان در خانم‌ها بيشتر از آقايان وجود دارد
در مورد نقش تغذيه در ايجاد بوي بد دهان بايد گفت كه دهان ما بوي آن چيزي را كه مي‌خوريم مي‌دهد. به همين دليل آنهايي كه برنامه غذايي با فرآورده‌هاي گوشتي دارند، دهانشان بوهاي مختلف زيادي نسبت به گياه‌خواران مي‌دهد. همچنين مشخص شده است كه مصرف رژيم پرچربي منجر به ايجاد اسيدوز مي‌شود و در هواي تنفسي بويي شبيه به آنچه در كماي ديابتي وجود دارد، بوجود مي‌آيد. بطور كلي غذاهايي كه پروتئين زياد و مواد قندي كمي دارند به علت ايجاد مواد سولفوردار باعث بدبوشدن دهان مي‌شود. البته نقش غذاهاي بوداري مثل سير و پياز كاملا معلوم است
بوي بد دهان ناشي از داروها
ايزوسوربايد (Isordil) كه محتوي هيدرات كلرايد مي‌باشد مي‌تواند باعث بوي بد دهان شود آنتي‌هيستامين‌ها، آمفتامين‌ها، آرامبخش‌ها، ديورتيك‌ها، فنوتيازين‌ها و داروهاي شبه آتروپين باعث كاهش توليد بزاق و بنابراين كاهش شستشوي خودبخودي حفره دهان و در نتيجه ايجاد بوي بد دهان مي‌شوند. فنوتيازين‌ها سبب ايجاد زبان مودار مي‌شوند
افراط در مصرف دخانيات، كهولت سن، يائسگي، بيماريهاي عمومي با تب بالا، اضطراب، كم‌آبي بدن، مصرف بي‌رويه ادويه‌جات و عدم رعايت بهداشت دهان نيز از علل ديگر ايجاد بوي بد دهان هستند
درمان و پيشگيري
چون اغلب بوهاي بد دهان به علت عوامل موضعي است، بنابراين حذف اين عوامل و اصلاح ناهنجاري‌هاي موجود در دهان اولين قدم درمان است. رعايت بهداشت دهان شامل مسواك زدن دندان‌ها، لثه، زبان و استفاده از نخ دندان در كاهش بوي بد دهان با منشا دهاني بسيار موثر است. مسواك زدن دندان‌ها و زبان تركيبات سولفوردار را براي مدت يك ساعت به ميزان 70 تا 85 درصد كاهش مي‌دهد. بايد توجه كرد كه زبان يكي از جايگاه‌هاي اصلي ميكروبها در دهان است و اين به دليل جمع شدن عوامل ميكروبي در سطح پشتي زبان است و بايد يك قسمت ضروري از بهداشت دهان معطوف به زبان شود.
در بيماراني كه به سبب خشكي دهان (به دنبال مصرف داروهايي كه قبلا ذكر شد و يا بر اثر بيماري) بوي بد دهان دارند مي‌توانند از آدامس‌هاي بدون شكر استفاده كنند
بطور كلي بوي بد دهان ناشي از عوامل موضعي بيماري‌زا زماني ازبين مي‌رود كه بيماري درمان شود و بهداشت دهان رعايت گردد. استفاده از دهان‌شويه‌ها اثر موقتي در كاهش بوي بد دهان دارد. در حقيقت كوشش براي حذف بوي بد دهان با استفاده از دهان‌شويه‌ها علاوه بر اينكه موقتي است، حتي ممكن است بيماري عمومي را نيز از ديد دندانپزشك مخفي نگه دارد بطور كلي پوشاندن بوي دهان با يك بوي معطر و قوي‌تر مناسب نيست و درمان بايد بيشتر معطوف درمان علت اصلي باشد.

بطور كلي جهت كاهش بوي دهان بايد از سيگار كشيدن، نوشيدن نوشابه‌هاي بودار، خوردن غذاهاي با ادويه زياد، غذاهاي گوشتي زياد، غذاهاي معطر شده با پياز و سير، افراط در مصرف مواد چربي‌دار مخصوصا كره و روغن‌هاي مختلف اجتناب شود. در حالي كه خوردن ميوه‌هاي تازه و سبزيجات و بطور كلي رژيم غذايي غني از فيبر ارجحيت دارد. همين طور نوشيدن آب زياد در كاهش بوي بد دهان تاثير بسزايي دارد
+ نوشته شده در  یکشنبه دهم خرداد 1388ساعت 10:47 AM  توسط وحید ویرا | 

عحیب ترین چرا ها؟

چرا همه قدرت ها دم از اعتقاد و پايبندي به دموكراسي و دولت مردمي ميزنند، اما زمانيكه اسلام گرايان با آراي مستقيم مردم زمامت امور را بدست ميگيرند، دولت اسلامي را تروريست خوانده وتحريم ميكنند و در تلاش سقوط آن ميشوند. درنقطه عكس آن از دولت هاي مستبد حمايت ميكنند.
چرا زمانيكه كسي به يهوديان و يا هولوكاست توهين كند او را به محاكمه ميكشند.اما زمانيكه كسي به اسلام توهين كند و به پيامبر اسلام «ص» هتك حرمت كند حق طبيعي اوست كه آزادي بيان تضمينش مي كند...!
چرا يك يهودي كاملآ حق دارد براي پايبند بودن به عقيده ديني اش ريش خود را بلند كند. اما زمانيكه يك مسلمان بخاطر ايمانش ريش بگذارد، يك تروريست و تندرو شناخته ميشود.
زمانيكه يك زن غربي براي مواظب و نگهداري خانه و فرزندانش در خانه ميماند، بخاطر اين از خود گذري اش و در مقابل مسؤوليت خانه داري از او تقدير ميشود.اما زمانيكه زن مسلمان مسؤوليت خانه داري را بدوش ميگيرد (مناديان حقوق زن) داد ميزنند: « بايد به او آزادي داده شود تا از خانه بيرون شود»
يك دختر غربي در دانشگاه حق دارد طبق ميل و سليقه اش لباس بپوشد و در انتخاب آن كاملآ آزاد است.اما وقتي دختري مسلمان ميخواهد با حجاب اسلامي وارد دانشگاه شود او را با خشونت از دانشگاه بيرون ميكنند؟
چرا يك راهبه ميتواند تمام بدنش را بپوشاند تا خود را وقف خداوند نمايد.اما زمانيكه يك زن مسلمان بدنش را ميپوشاند پوشش ظلمي به او تلقي ميشود؟
يك طفل غربي حق دارد تا هدف و رشته اي را كه توان پيشبرد آنرا دارد انتخاب نمايد.اما زمانيكه طفلي مسلمان ميشود او را بي هدف مينامند و نااميدش ميكنند؟
زمانيكه يك مسيحي و يا يهودي كسي را ميكشد ويا جرمي را مرتكب ميشود. اصلآ كسي از دينش چيزي نميگويداما زمانيكه يك مسلمان مرتكب جرمي ميشود همه تقصيرات را به حساب اسلام مينويسند!
زمانيكه يك شخص خود را قرباني ميكند تا جان ديگران را نجات بدهد از او تقدير و سپاس ميشود.اما زمانيكه فلسطيني كه دست برادرش قطع شده، مادرش لت و كوب شده، خانه اش زير بلديزرهاي اسرائيلي ويران شده، به مسجدش در مقابل چشمانش هتك حرمت شده، براي نجات فرزند و وطنش از جانش ميگذرد تروريست خوانده ميشود! چرا؟ بخاطريكه مسلمان است.
زمانيكه يك مشكل بروز ميكند همه راه حل ها مورد بررسي قرار گرفته و بهترينش انتخاب ميشود. اما زمانيكه يك راه حل اسلامي پيشنهاد ميشود حتي از بررسي و فكر كردن درمورد آن هم دريغ ميكنند...!
زمانيكه شخصي يك موتر را بصورت نادرست دريوري ميكند. هيچگاه اين عمل را تقصير موتر نميدانند.اما زمانيكه از يك دريور مسلمان خطاي دريوري سر ميزند و يا با كسي رفتار نامناسب انجام ميدهد ميگويند: « تقصير اسلام است».
مردم بدون اينكه درمورد حقيقت اسلام بدانند و يا درمورد آن تحقيق كنند، هر چه رسانه ها گزارش بدهند چشم بسته ميپذيرند. و ناآگاهانه قرآن را زير سوال ميبرند؟؟؟؟؟؟؟.
چرا؟آيا تا حال فكر كرده ايد چرا اين همه «چرا ها» در عملگرد غير مسلمانان عليه اسلام و مسلمانان وجود دارد؟ پس لحظه اي را فكر كنيد و علل آنرا دريابيد:
+ نوشته شده در  یکشنبه دهم خرداد 1388ساعت 10:38 AM  توسط وحید ویرا | 
آدرس های دانلود رایگان کتاب های برتر را در ادامه مطلب دانلود کنید.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه دهم خرداد 1388ساعت 10:33 AM  توسط وحید ویرا | 
 ورزش های مناسب صبحگاهی برای جلوگیری از کمردرد

         

              

 

 

              

                                                                                          

                   

           

 

 

 

          

 

 

 

 

 

                              

 

 

نامه ی عاجزانه ی کارمند برای رئیس

Dear Bo $$  
 
   In thi$ life, we all need $ome thing mo$t de$perately. I think you $hould be under$tanding of the need$ of u$, worker$ who have given $o much $upport including $weat and $ervice to your company.  I am $ure you will gue$$ what I mean and re$pond

$oon.
 
    

Your$ $incerely,

$teven
  

The next day, the employee received this letter of reply :

 
   I k NO w you have been working very hard. NO wadays, NOthing much has changed. You must have NO ticed that our company is NOt doing NO ticeably well as yet.  NOw the newspaper are saying the world`s leading eco NOmists are NO t sure if  South Africa   may go into a NO ther recession.   I have NO thing more to add NOw. You k NOw what I mean .

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم خرداد 1388ساعت 9:51 AM  توسط وحید ویرا | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
اینجانب وحید ویرا محصل پوهنحی ژورنالیزم کابل ورود شما را به وبلاگ خود خوش آمدمی گویم هدف از این وبلاگ بخاطر بالا بردن سطح علمی فرهنکی اجتماعی وغیره می باشد خدا کند این وبلاگ خوش تان بیاید . در آخر نظر از یاد تان نرود تا من با همکاری شما بتوانم این وبلاگ خود را بهتر تر سازم .
شماره تلفن:0093799591177
ایمل : w_powerfull@yahoo.com

پیوندهای روزانه
آموزش انترنت
عجیب ترین چرا ها
قوانین جهانی موفقیت
آموزش کمپیوتر
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
هفته اوّل آبان 1388
هفته سوم شهریور 1388
هفته دوم تیر 1388
هفته چهارم خرداد 1388
هفته دوم خرداد 1388
هفته اوّل خرداد 1388
هفته چهارم فروردین 1388
هفته اوّل فروردین 1388
هفته چهارم اسفند 1387
هفته سوم اسفند 1387
هفته دوم اسفند 1387
هفته اوّل اسفند 1387
هفته چهارم بهمن 1387
هفته دوم بهمن 1387
هفته اوّل بهمن 1387
هفته اوّل دی 1387
هفته دوم آذر 1387
هفته چهارم آبان 1387
هفته اوّل آبان 1387
آرشیو موضوعی
معلومات
دانلود البوم آهنگ های تواب آرش,شکیب سوزان,وغیره...
اس م س sms
آیا میدانستی؟
بازی موبایل
ضرب المثل ها
آموزش IT
سوانح بعضی شعرا
مثلث برمودا
معادن افغانستان
احزاب سیاسی در افغانستان
ماده های قانون اساسی افغانستان
تاریخچه نام افغانستان
دانلود بازی برای سونی اریکسون
دانلود بازی برای نوکیا
البوم آهنگ های عبدالهی وفا(دانلود)
البوم آهنگ های حفیظ امین و دیفیانی
البوم آهنگ های حیدر سلیم
هنرو زنده گی
قویترین سبک قدرتی کیوکیشن کای کاراته سبک ماتسوی.
دانلود آهنگ های فیلم hum tomhare hain sanam
دانلود البوم آهنگ های ساربان
آهنگ های فیلم زیبای humraaz
تاثیر ورزش در درمان دردهای کمر
دانلود چهارده البوم آهنگ های احمد ظاهر
قسمت دوم البوم های احمد ظاهر
فلسفه چیست؟
ترفند های کمبیوتر
سیاسی
اقتصادی
اجتماعی
فرهنگی
رمز موفقیت( حتما بخوانید)
البوم آهنگ های شفیق مرید
دو دیکشنری برای موبایل
قوانین جهانی موفقیت
دانلود یاهومسنجر 8
دانلود تمام البوم های افغانی(آهنگ ها)
اعتماد به نفس چیست؟
سیزده نکته زنده گی
تصاویر زیبا
تغذیه برای همه
موضوعات بیسیار جالب
پیوندها
کتاب های مختلف
من هرتيك را زياد دوست دارم لطفا يك سري به اين سايت بزنيد تمام بيوگرافي هرتيك جان است
بی بی سی فارسی
سایت رئیس جمهور کرزی
وزارت مالیه افغانستان
وزارت مبارزه با مواد مخدر
وزارت معارف
وزارت عدلیه
وزارت صحت عامه
وزارت تجارت
وزار زراعت
وزارت مخابرات
صبح بخیر افغانستان
آهنگ های رایگان افغانی
ملالی جویا
پوهنتون طب کابل
پوهنتون ننگرهار
بی بی سپورت
احمدظاهر مرده است یا زنده
اعلانات کاریابی
هواشناسی وضع جوی فراه
بی بی سی پشتو
قرآن کریم پشتو دری انگلیسی
کد های آهنگ های افغانی
وزارت تحصیلات عالی
عالیترین قالب های لاگفا
majmafi
آموزشی
آموزش زبان انگلیسی
موج نور
afghan station
از همه جا ، همه چیز
مجتمع وبلاگ های افغانستان
هر نوع کتاب پ د ف را دوست دارید از اینجا دانلود کنید
Ziarmal website
chat
کمبیوتر بیاموزید
بيرو بار
دانلود اهنگ های جدید هندی
آپلود عکس
وبلاگ زراعتی( سکوت سبز)
سیمای شیون
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

جدیدترین کد آهنگ